|
سلام يچه ها اميدوارم كه هر كجا باشيد خوب باشيد
هر چي خوبي بدي از من ديديد منو ببخشيد دوباره هم مي گم هر چي بدي خوبي از من ديديد به بزرگي خودتووووووون ببخشيد
خدار ا شكر مي كنم كه همه يدوستان سن و سالشوووون از من بيشتره
نمي دونيد من امروز چه قدر غصه دارم اگه غصم را بگم شايد بيشتر از من ناراحت بشيد +
چه قدر امروز ناراحت هستم غير از خدا هيچ كس راز دلم رو نميدونه حالا بماند
من ديگه نمي تونم وبلاگم رو اپ كنم چون كه اينترنتمون قطع شده و ديگه نمي تونم بيام نت به خاطره همين زود اومدم وبلاگم رو اپ كنم كه شما بي خبر نباشيد
همگي بگم مواظب خودتون باشيد كه خدا نكنه...............................
فقط يه چيزي مي خوام برام انجام بدين همه ي دوستانم
مي خوام بگم كه هر يكي از دوستانم تك به تك حداقل يه شعر عاشقانه يه چيزه قشنگ برام داخل وبلاگم نظر بديد
بازم مي گم مواظب خودتون باشيد باي باي باي باي باي باي باي باي باي باي باي باي باي باي باي باي باي باي باي همگي
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 21:55  توسط عادل
|
سلام بچه ها
امیدوارم که مثل همیشه حالتان خوب باشه انشاءالله بچه ها شما می دانید که داره مدرسه شروع می شه به نظره شما درس خواند خوبه؟ برای من که درس خواندن خوبه من داخل اتوبوس بودم داشتم برمیگشتم به خانه که یکی به من گفت بابا اصلا درس نخون ولی من به حرفشان گوش نکرم اگر هم شما هم بک روزی یکی بهتون گفت درس نخونید به حرفش گوش نکنید بچه ها مدرسه که شروع بشه حال می ده ولی فقط اولش حال می ده چون اولش هیچ امتحان نداریم اون موقعه دیگه باید فقط سرمون داخل کتاب باشه واقعا که بعض ها می گن اول مدرسه حا می ده ولی اخر مدرسه حالتومی گیره نه بهت حال میده بچه ها درست نمی گم ؟ حتما بهم جواب بدین داخل نظرات بچه ها الان من امسال می رم به کلاس سوم راهنمایی ولی اصلا هر کی منو میبینه به من می گه خیلی کوچیکی من خیلی قدم کوچیکه راستی بچه می دانید معدل پارسالم چند شد؟ الان بهتون می گم بذار فکر کنم اها یادم امد معدل پارسلا من شد ۱۸.۸۹ولی من رفتم اعتراض گذاشتم روی سه تا از درسام بعد که اعتراضش امد به جای این که بهم بده ۳۹ یعنی ۱۹.۵ داده ۲۹ یعنی ۱۴.۵ خوب دیگه همه ی مردم جایزالخطا است حالا می دانید معدلم شد چند ؟ معدل پارسال من شد ۱۹.۱۰ صدم حالا به نظره شما این معدل برای من خوبه؟ بیاید نظر بدید خوب بچه ها اینم قصه ی من بای بای بای بای بای بای بای بای بای
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 17:18  توسط عادل
|
یک روز کارمند پستی که به نامههایی که آدرس نامعلوم دارند، رسیدگی میکرد، متوجه نامهای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود؛ نامهای به خدا. یک روز کارمند پستی که به نامههایی که آدرس نامعلوم دارند، رسیدگی میکرد، متوجه نامهای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود؛ نامهای به خدا. با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه اینطور نوشته شده بود: خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگیام با حقوق ناچیز بازنشستگی میگذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود، دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کردهام، اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم. هیچکس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی، به من کمک کن. کارمند اداره پست خیلی تحتتاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد که آنرا برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند، خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت تا اینکه نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود؛ نامه ای به خدا. همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود: خدای عزیزم. چگونه میتوانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با آنها بگذرانم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی، البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آنرا برداشتهاند.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 22:35  توسط عادل
|
|
|